جعفر شهرى باف

405

طهران قديم ( فارسى )

فرود آورند ، از اينكه نصرت الدوله در اينجا نمونه آورده شد بدين سبب بود كه چون مبغوض و متهم گشته زندانى و اسير چنگال عدليه مىشود روزى كه مدعى العموم ( دادستان ) او را در پيچ و تاب انداخته مىخواهد با مدارك ضعيف محكوم بكند ، ميگويد : من كسى هستم « كه واقعيت را هم ميگفت » كه خود عدليه و قوانين آن را بوجود آورده‌ام ، شما و امثال شما نميتوانيد مرا از طريق قانون كه ريز و درشت مواد آن را كه باز تكرار ميكنم خود من تدوين كرده‌ام محكوم بكنيد ، مگر آنكه امر و دستور بوده باشد كه در اين صورت ميگويم نه شما و نه من به خود زحمت ندهيم و من از جانب خود به اين خيمه‌شب‌بازى خاتمه داده محكوميت خويش را امضاء ميكنم ! جرمش در واقع آن بوده كه قبلا او قرار بوده شاه بشود و بازى روزگار كه اتوموبيلش را در گردنه‌هاى پر برف همدان از حركت باز ميدارد مانع رسيدنش به تهران شده رضا خان بعوضش برگزيده شده بوده ، از قرار كه هنوز مدعى آن بوده بايد از سر راه برداشته بشود . اتومبيل رويز روسى كه پيش قسط آن مأموريت به او داده شده بود و نصيب رضا خان مىشود ! شتر قربانى از ديگر اعمالى كه در ميدان توپخانه انجام ميشد يكى هم شتر قربانى بود كه از اين انديشه ريشه مىگرفت : ناصر الدينشاه در اواخر سلطنت خيال خلافت مسلمين بسرش افتاده ؛ خود را خليفه خوانده پايتختش را هم دار الخلافه نام نهاد و چون خليفه بايد رتق و فتق امور مذهبى امت خويش را به عهده داشته باشد و از آن جمله است نماز جمعه كه بايد بجا بياورد و در صورت اشتغال ، جانشين بگمارد چنان كه سلاطين اسلامى مىگماردند و از سنتها كه از خود مسجدى بيادگار بگذارند ، يكى هم عمل قربانى عيد قربان بود كه بمناسبت‌شان خليفه‌گرى و شاهى بايد شترها يا لا اقل شترى قربانى بكند و اين همان كار بود كه شاه براى انجامش نايب گرفته و تا انقراض سلسله قاجاريه هم صورت مىگرفت . تشريفات اين كار كه تا چند سال اوايل حكومت رضا شاه نيز انجام ميشد بدين صورت بود كه شتر سالم بدون عيب و نقصى را روز نهم ذى الحجه نظيف و زينت و آرايش كرده دست و پايش را حنا گرفته بهترين جهازات را بر او بسته ،